X
تبلیغات
رایتل
شنبه 12 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 10:32 ق.ظ

یکی از روزای آخر سال سری به دوستی که مغازه ساعت فروشی داره زدم تازه گرم احوالپرسی بودیم که یه مشتری اومد ناچار سکوت کردم و شاهد گفتگو شدم .

ساعت جدید چی دارین؟

_ ...

این یکی چنده؟

_ چند مدل داریم این دویست تومن این ششصد اینم هست که ..

_از مارک ... ندارین؟

_ داشتیم تموم شد ، قیمت هم سه میلیون بود.تا چند روز دیگه بازم میرسه.......

..

وقتی مشتری رفت از دوستم پرسیدم که : راستی ساعت سه میلیونی هم داریم؟

جواب داد: به ! کجای کاری ساعت سی میلیونی هم داریم .

پرسیدم این ساعت ها کار دیگه ای هم انجام میدن؟ مثلا عکسی ؟فیلمی ؟ تفنگی ... گفت نه فقط وقت رو نشون میدن .این آقا هم باجناغش چند روز قبل یکی از اون سه میلیونی خریده اونم میخواد عقب نمونه ...

برگشتیم خونه برا اینکه زیاد عقب !!!! نمونیم یه سر زدیم به اینترنت تا ببینیم دنیا دست کیه . هر جایی خبری بود از جشن و کارناوال دانش آموزان برزیلی و ... چشمم به تصویر کودکی افتاد که با وضعی دلخراش گردنش تا ته بریده شده بود، زیر تصویر نوشته بود : مادری در .. سر فرزندش را برید .. حالم رو به هم زد رد شدم تو آرشیو روزنامه ایران یه تیتر دیدم نوشته رابطه فقر با افت ولتاژ برق.

راستش رابطه بین فقر و خیلی چیزا رو شنیده بودیم مثلا قتل،دزدی .. یه زمانی خودم یه تحقیقی در باره فقر مردودی دانش آموزان داشتم ، اما این یکی یه کمی قابل هضم نبود گفتم بقیه مطلب رو بخونم ببینم چیه . اینم عین مطلب از روزنامه ایران

با پیگیرى علت نوسان و افت شدید ولتاژ برق شناسایى شد

۱۰ هزار و ۳۰۰ انشعاب غیرمجاز در جنوب استان کرمان

کرمان _ خبرنگار «ایران»: با شناسایى بیش از ۱۰ هزار انشعاب غیرمجاز، علت اصلى تداوم نوسان و افت شدید ولتاژ برق در شهرستانهاى جنوبى استان کرمان، فقر اقتصادى و فرهنگى بخشى از ساکنان این مناطق عنوان شد..
 
رابطه فقر با افت ولتاژ برق!
براساس اطلاعات موجود همچنان ۳۰۰ هزار کپرنشین در جنوب استان کرمان با دشوارى زندگى مى کنند و دراین شرایط تنها توجیه هر اقدام غیرقانونى نظیر استفاده غیرمجاز از انرژى برق، فقر و ندارى است که هزاران نفر در شهرستانهاى کهنوج، منوجان، عنبرآباد و بم را زیر سایه خود گرفته است.
آنچه آشکار است اینکه شرایط زندگى این عده به گونه اى است که حتى با وجود تسهیلات درنظرگرفته هم قادر به استفاده قانونى از انرژى برق نیستند و به عبارت دیگر فقر دامنگیر جنوب استان کرمان را باید از نزدیک دید.
آنچه گفته شد اما همه ماجرا نیست،...
معاون نظارت بر توزیع شرکت برق منطقه اى کرمان با تشریح وضعیت کنونى شبکه هاى انتقال برق به جنوب استان مى گوید: متأسفانه وضعیت جنوب استان نگران کننده است وفقر اقتصادى و مسائل فرهنگى موجب گسترش استفاده غیرقانونى و بدون مجوز از شبکه برق رسانى شده است...
. درهمین حال کشف همزمان ۴۳۵ اشتراک غیرمجاز در شهرهاى شمال استان کرمان هم مى تواند گویاى وضعیت غیرعادى شهرستانهاى محروم استان کرمان باشد.
براساس گفته مهندس نخعى برخى از مردم مناطق محروم حتى قادر به پرداخت بهاى برق مصرفى خود نیستند.
وى مى گوید: براى تعدادى از مشترکین غیرمجاز حق انشعاب رایگان اعطاکرده ایم اما با این وجود آنها قادر به پرداخت بهاى برق مصرفى خود نیستند و درحال حاضر ۲۴۰۰ مشترک به شرکت برق منطقه اى بدهکار هستند..
در این راستا اهتمام مجموعه مدیران دولتى استان کرمان به فقرزدایى و تلاش براى تسریع در پیشبرد آن، راه اندازى ستاد توسعه پایدار جنوب، اختصاص اعتبار براى تبدیل کپرها به واحدهاى مسکونى دائم و برنامه ریزى براى ارتقاى سطح فرهنگ این مناطق مى تواند امیدهاى تازه اى براى رهاشدن بخش جنوبى پهناورترین استان کشور از چنگال فقر، اعتیاد و ناامنی بیافریند.

http://www.iran-newspaper.com/1384/841214/html/iran.htm

منبع را هم لینک دادم اگر باور ندارید متن کامل را از روزنامه ایران 14 اسفند بخوانید .

فقط وقتی تاسف بیشتر می شود که بدانید استان کرمان یکی از غنی ترین و ثروتمند ترین نقاط از نظر منابع معدنی و خداداد در کشور می باشد.

البته گوشه بالای همین صفحه روزنامه یه تیتر دیگه داره با عنوان : مشکلات نخستین شرکت تعاونی بانوان نابینا در مازندران .. و اینکه اعضا آن از پرداخت صد و بیست هزار تومن حق عضویت نا توانند.

حالا شما پیدا کنید رابطه فقر و .... ساعت سه میلیونی .

             


اومدم تو یه سایت دیگه چشمم به تصویر بدن تاول زده و سوخته زنی افتاد متن خبر این بود : Afghan woman burned by husband دنباله خبر هم اینطور که میگه مردی افغان پس از اینکه همسرش را که او را مدتی قبل ترک کرده در منزل مادر زنش پیدا میکنه و موفق نمی شه او را به بازگشت به منزل متقائد کند با نفت اونو به آتش می کشد...

متن انگلیسی خبر را در پایاببخوانید

خیال نکنید میخوام دم از حقوق زنان بزنم یا از این اداهای فمینیستی در بیاورم . نه اما گاهی انسان با خودش فکر میکنه که چی میشه یه انسان تا حدی سقوط می کنه ذلیل و ناتوان میشه که هیچ راهی جز سوختن و نابود کردن و یا شکنجه همنوع خودش نمیدونه ؟؟

                               تصویر زن به آتش کشیده شده

البته به علت نامناسب بودن تصویر مجبور شدم قسمت پایین عکس را حذف کنم.


چند روزدبگه هم به سیزده بدر نمونده یه مطلب هم از سیزده بدر بگم و اونم اینه که مردم این منطقه یه رسم تا همین چند سال پیش داشتند که وقتی عصر سیزده از صحرا به خونه بر می گشتند ، با خودشون یه چند ساقه سبزی از صحرا می آوردند و به چفت در خونه خودشون گره می زدند که خود این معنا و مفهومی نمادین دارد. در باره معنا و مفهوم سمبلیک آن کاری ندارم فقط تا همین چند سال پیش که ما دبستان می رفتیم لازم نبود دنبال سبزی و رود خونه تا چند فرسخ بریم . اصلا از خونه که میآمدی بیرون روبرویت گند مزار و دشت بود جوی آب هم از کنار خونه رد می شد و دشت را سیراب می کرد. دلها هم به هم نزدیکتر بود . به قول سهراب

ابتدای خدا بود

ریگزار عفیف گوش می کرد

حرف های اساطیری آب را می شنید

آب مثل نگاهی به ابعاد ادراک

لک لک

مثل یک اتفاق سفید

بر لب برکه بود

حجم مرغوب خود را

در تماشای تجرید می شست

چشم وارد فرصت آب می شد

طعم پاک اشارات

روی ذوق نمک زار از یاد می رفت .

نمیدونم شاید اون زمان ما خیلی بچه ! بودیم. به هر حال یادتون باشه امسال که سیزده بدر برگشتید چند ساقه سبزه هم با خودتون بیاورید و به چفت در خونه خودتون گره بزنید .

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo